نوشته شده در شنبه 05 بهمن 1392
بازدید : 190
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
چطور روابط جنسی مان را مدیریت کنیم؟
چگونه بر روابط جنسی مان مدیریت داشته باشیم؟
بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و…. قابل مشاهده می باشد.با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده ایم.
مدیریت ، علم و هنر برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی امور برای نیل به هدفهای مطلوب با حداکثر کارآیی ، تعریف میگردد. از آنجایی که قلمرو فعالیت مدیریتی تمامی ابعاد زندگی انسانها را شامل میگردد لذا به نظر می رسد که تنها در محدوده فعالیت های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی جوامع محدود نگشته و زندگی جنسی افراد رانیز شامل گردد.
در توضیح کم و کیف مدیریت جنسی یک زندگی زناشویی شرح سه فاکتور زمان ، مکان و کیفیت رابطه جنسی قابل بررسی است.
فاکتور اول در روابط جنسی زمان است
در میان لیست طولانی از فعالیتهایی که به شکل روتین و روزانه زوجین مجبور به انجام آن می باشد که سهل انگاری و اغماض در انجام هر یک نتایج نامطلوبی را نیز برای آنان بدنبال خواهد داشت ، منظور کردن و اختصاص دادن زمانی برای زندگی جنسی ، رسالتی مدیریتی محسوب میگردد. حال اینکه چند درصد از ساعات زناشویی یک خانواده به بررسی کم و کیف رابطه جنسی اختصاص یافته است یا به کلی از فهرست برنامه های روزانه زندگی خارج گشته، نکته ایست قابل تامل.
نوشته شده در پنجشنبه 03 بهمن 1392
بازدید : 264
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
نوشته شده در دوشنبه 30 دی 1392
بازدید : 260
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
شما فکر میکنید که مردها، ساده، بیتوجه و خودخواه هستند اما روانشناسان میگویند که آنها نه تنها از زنها پیچیدهترند، بلکه خیلی دقیق به شما و دیگر اتفاقات اطرافشان توجه میکنند و برخلاف تصور شما، خیلی هم فداکار و از خودگذشته هستند. آنها میگویند دنیای مردان هزار و یک پیچ و خم دارد که کمتر زنی از عهده کشفش برمیآید.
درواقع از نظر آنها هیچ زنی نمیتواند آنطور که باید همسرش را بشناسد و به همین دلیل، دنیای زندگی زناشویی، پر است از سوءتفاهمها و مشکلاتی که تنها بهدلیل همین ناآشنایی رخ میدهد. اما با تمامی این اوصاف، یک زن شاید نتواند همسرش را تمام و کمال بشناسد، اما میتواند از حقایق سادهای که شاید هیچ وقت به آنها توجه نمیکرده، باخبر شود و با آگاهی از آنها زندگیاش را نجات دهد. اگر شما میخواهید از این دسته از زنها باشید، این ریزهکاریها را جدیتر بگیرید و بیشتر با مرد زندگیتان آشنا شوید.
از رازهایی که کمتر زنی در مورد همسرش میداند باخبر شوید
ازدواج را جدی میگیرند
شاید مردها با تردید بسیار، موقعیتهایشان را برای ازدواج بررسی کنند و شاید راحت تن به تشکیل زندگی ندهند، اما شواهد میگوید که مردها سرسری از کنار ازدواج نمیگذرند و آن را جدی میگیرند. درست است که آنها سالها برای پیدا کردن یک مورد مناسب برای ازدواج وقت میگذارند، اما وقتی تن به تشکیل زندگی میدهند، با جدیت برای موفق شدنش تلاش میکنند. شاید به همین دلیل است که وقتی از آنها میپرسید «اگر به گذشته برگردند، چه گزینهای را برای ازدواج انتخاب میکنند»، ۹۰ درصدشان میگویند دوباره از همسر فعلیشان خواستگاری میکنند. مردها عاشق عادت هستند. آنها نهتنها به محله و شهرشان وابسته میشوند، بلکه به زن زندگیشان هم به شکل خارقالعادهای وابسته میشوند و حتی اگر روزی او را از دست دهند، هرگز نمیتوانند به اندازه او به فرد دیگری وابسته شوند.
احساسشان را در عملشان جا میدهند
شما انتظار دارید که همسرتان در هر مورد کوچکی که در زندگیاش پیش میآید، با شما درد دل کند و احساسش را با شما در میان بگذارد؟ یا شاید دوست دارید وقتی با او خرید میروید، نظرش را به وضوح بگوید و وقتی غذا میخورید، دستپختتان را با حرفهایش قضاوت کند، اما مردها اساسا از این جنس نیستند. شما کمتر مردی را پیدا میکنید که احساسش را با حرفهایش بیان کند.
مردها دوست دارند با عملشان این حس را نشان دهند و وقتی عشقشان را میخواهند ابراز کنند، از شما برای انجام کارهایشان همکاری میطلبند. آنها دوست دارند در عمل همراه شما باشند نه در کلام. البته گمان نکنید یک مرد هرگز به حرف نمیآید. شما میتوانید با ابراز احساساتتان –البته نه به شکلی اغراق شده- و فرصت دادن به او، زبانش را باز کنید. اما تا زمانی که او هم با کلام عشقش را به شما نشان ندهد، هرگز با قهر و بحث نارضایتیتان از این اتفاق را به او نشان ندهید. یادتان نرود که مردها خیلی دیرتر از زنها اعتماد و تکیه میکنند، پس این زمان را به او بدهید.
با دل و جان گوش میدهند
اگر گمان میکنید همسرتان به حرفهای شما بیتوجه است و در تمام مدتی که با او حرف میزنید، منتظر تمام شدن حرفهای شماست، کاملا در اشتباه هستید. راه و رسم شنیدن مردانه، با راهی که شما برای شنیدن انتخاب میکنید کاملا متفاوت است. شما نمیتوانید تنها به این دلیل که همسرتان هنگام گوش کردن کلمهای را به زبان نمیآورد یا آنطور که انتظار دارید با شما همدردی نمیکند، او را به نشنیدن متهم کنید. مردها دوست دارند با سکوت شما را همراهی کنند تا بهدقت حرفهایتان را بشنوند. برخلاف زنها، مردها میل زیادی به همذاتپنداری و ارائه توصیههای عجیب و غریب ندارند. مردها تنها میخواهند شنونده خوبی باشند و بدون دخالت در کار شما، راه را برای آرامشدنتان فراهم کنند.
به تنهایی نیاز دارند
درست است که مردها از همکاری شما استقبال میکنند و آن لحظات را عاشقانهترین لحظات زندگی میدانند، اما معنای این تمایل، این نیست که همه لحظات زندگی آنها را با حضور و همکاریتان پر کنید. مردها به زمانی خالی برای خودشان نیاز دارند. آنها دوست دارند دقایقی از روز را بدون حضور هیچ کس بگذرانند و حتی اگر در آن لحظات هیچکاری نمیکنند، تنها غرق افکارشان باشند. مردها نه تنها در عادیترین روزهای زندگی نیاز به این تنهایی دارند، بلکه در لحظات سخت و پرتنش هم دوست دارند کمی با خودشان خلوت کرده و تکلیف ذهنشان را با خیلی چیزها روشن کنند، پس اگر میخواهید حضورتان مشکلساز نشود، این زمان را به آنها هدیه دهید. باور کنید که یک مرد قدر این فرصت را خوب میداند و اگر هم آن را از او دریغ کنید، نمیتواند رضایتی را که باید از شما داشته باشد.
مثل پدرشان هستند
اگر میخواهید بدانید که یک مرد در زندگی زناشوییاش چه شخصیتی را بروز میدهد، نگاهی به پدرش بیندازید. روانشناسان میگویند حتی مردانی که دل خوشی از رفتارهای پدرشان ندارند، در بزرگسالی و بهویژه بعد از ازدواج، شبیه پدرشان میشوند. البته شاید خیلی از این مردها، هرگز این موضوع را قبول نکنند، اما واقعیت این است که با محبت و همدل بودن یا نبودن آنها، کاملا بستگی به رفتارهایی دارد که از پدرشان دیدهاند. روانشناسان معتقدند رابطه یک پدر با یک مادر، میتواند گویای رابطه فرزند آنها با همسرش باشد، پس قبل از انتخاب، حسابی به این موضوع توجه کنید.
آنها زودتر فراموش میکنند
شاید برای یک زن، دعوا، بحث و قهر موضوعی باشد که ماهها ذهن را بهخود مشغول میکند و بین او و همسرش فاصله میاندازد، اما واقعیت این است که مردها چنین خصلتی ندارند. اگر با همسرتان شدیدترین بحث عمرتان را کردهاید، انتظار نداشته باشید که او به اندازه شما از این موضوع رنج ببرد و به دلیل این اتفاق از شما فاصله بگیرد. یادتان نرود که مردها در لحظه زندگی میکنند
. برای آنها دعوا درست در لحظه تمام شدنش به سمت فراموشی میرود و قهر اصلا در دنیای آنها جایی ندارد. یک مرد درنهایت چند ساعت به چنین موضوعاتی فکر میکند و حتی اگر این اتفاقها روی قضاوتش در مورد شما و زندگیتان تاثیر گذاشته باشد، نمیتوانید گلایههایی که یک زن از این اتفاقات میکند را از زبان یک مرد بشنوید. از طرف دیگر، مردها نمیتوانند با این خصلت زنها که فراموش کردن برایشان سخت است، کنار بیایند. آنها دوست دارند پرونده یکبحث، همانجا بسته شود و نمیتوانند بپذیرند که همسرشان هر روز و هر لحظه آن موضوع را یادآوری کند.
بعد از ازدواج هم یاد خانوادهشان میافتند
حتی اگر یک مرد در دوران مجردیاش رابطه نزدیکی با خانوادهاش نداشته باشد، این رابطه بعد از ازدواج تقویت میشود. مردها با قبول مسئولیت یک زندگی، سختیهایی که خانوادهشان در این سالها کشیده بود را میبینند و حتی اگر پیش از این چندان قدر آنها را نمیدانستهاند، بعد از ازدواج بیشتر از همیشه قدرشناسیشان را ابراز میکنند.
آنها میخواهند با محبت کردنهای بعد از ازدواج، دینشان را به خانوادهشان ادا کرده و قدرشناسیشان را اثبات کنند. یک مرد حتی اگر چیزی به زبان نیاورد، طاقت دیدن بیتفاوتی همسرش نسبت به خانواده خودش را ندارد. مردها دوست دارند بعد از ازدواج از خواهر و برادرهای کوچکترشان حمایت کنند و کارهایی که قبل از آن برای مادرشان انجام نمیدادند را انجام دهند، پس اگر میخواهید همسرتان مرد زندگی شما باقی بماند، به این میل او بیشتر توجه کنید.
نوشته شده در دوشنبه 30 دی 1392
بازدید : 221
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمیآید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه شود، ازدواج واجب میشود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.
قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج میداند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد میکند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه میگذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل میداند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمیآید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه شود، ازدواج واجب میشود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.
در عمل هم نزدیک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی تلخی برای جامعه امروزی به دنبال دارد. پژوهشها در این باره از رابطه افزایش سن ازدواج و رواج تجرد با مفاسد و آسیبهای اجتماعی حکایت میکنند و جامعهشناسان و صاحبنظران مکرر در این باره هشدار میدهند. چرا که از منظر روانشناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیبهای فردی و اجتماعی است.
تاخیرهای جبران ناپذیر
خداوند متعال میفرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینکم مَوَدَّةً وَ رَحمَة» در این آیه سه فایده؛ « لِتَسکُنوا إلَیها(آرامش)»، «مَوَدَّةً (دوستی)» و «رَحمَة (مهربانی)» برای ازدواج بیان میکند.
این سه عنصر به بُعد متافیزیکی (روان شناختی) انسان اشاره دارد. دین به ما میگوید انگیزه اصلی ازدواج، تأمین نیازهای روانی است و بخش دیگری از آن در تأمین نیازهای جنسی خلاصه میشود. وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، در درجه اول گسترش خلأهای عاطفی رخ میدهد. وقتی خلأها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتی چون افسردگی، ناامیدی، اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگری، را در پی خواهد داشت.
دومین اثر سوء در تأخیر ازدواج، «توسعه بیعفتیها» است. پسر یا دختریکه ازدواج آنها به تأخیر افتادهاست قدرت کنترل غرایز جنسی را نخواهد داشت و به ورطه بیعفتی خواهند افتاد که در نتیجه، بیعفتی چنین افرادی، دامنگیر خانوادههای آنان نیز خواهد شد. خانوادهای که زمینه دیرهنگامی ازدواج فرزند خود را به بهانههای مختلف همچون؛ «هنوز بچهاست، فوق لیسانسش را نگرفته و…» فراهم کند، در واقع به بی عفتی او کمک کردهاست. یک وقت خواهند دید فرزند، فوق لیسانس خود را گرفت، اما فاسدالاخلاق شد. یا در این رابطه کارش به مراجع قضایی کشیدهشد.
سومین مورد از آثار سوء تأخیر ازدواج،تأخیر کمالات انسانی است. یکی از آثار ازدواج صحیح و بههنگام، کمالیابی و کمالدهی انسان است. در روایت هم وارد شدهاست که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل میشود. وقتی دختر و پسر، ازدواج نمیکنند یا دیر ازدواج میکنند، خلأ دینی و رشدی پیدا خواهند کرد.
«توقف ارتقاء» از دیگر آثار در تأخیر ازدواج است. یعنی جوانیکه متدین و مۆمن است با ازدواج میتواند حرکتهای جهشی در مسائل مختلف داشتهباشد، اما با تأخیر در ازدواج، این ارتقاء یافتن، متوقف میشود.
«بیاعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر میدادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم میکردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا میشود
عوامل تاخیر در ازدواج
اولین عامل پیوند دادن برخی مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخیر ازدواج است، مثلا والدین موضوعاتی مثل؛ تحصیل، شغل، سربازی و درآمد را به ازدواج پیوند میدهند. در زندگیهای گذشته، این مسائل در جایگاه خود دارای اهمیت بودهاست و اگر جوانی مۆمن، متدین و فعال درخواست ازدواج میکرد، درخواست او مورد قبول قرار میگرفت و به تدریج شغل و درآمد او با همراهی و کمک والدین مهیّا میشد.
«بیاعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر میدادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم میکردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا میشود.
اگر در ازدواجی که صورت میگیرد هدایای ازدواج، بهخوبی مدیریت شود، بخشی از هزینههای زندگی با این هدایا تأمین میشود. متأسفانه در برخی از موارد، مشاهده میشود هدایایی داده میشود که علاوه بر حمل طاقتفرسا، هیچ استفادهای از آنها نمیشود و یا حتی این قبیل وسائل را قبلاً زوجین تهیه کردهبودند.
نوشته شده در دوشنبه 30 دی 1392
بازدید : 593
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
راه های از بین بردن تیرگی الت تناسلی
یکی از راه های از بین بردن موهای زاید اطراف آلت تناسلی استفاده از تیغ یا ژیلت است که این تیغ ها اغلب باعث تیرگی دور آلت تناسلی می شوند بهترین راه برای جلوگیری از آن استفاده از روش های جایگزین می باشد, قبل از بیان راه حل رفع تیرگی باید بگویم شیو کردن می تواند دو عارضه پوستی و زیبایی ایجاد کند:
عوارض پوستی شیو کردن :
۱- ایجاد جوش های بزرگ و یا ریزی در محل که بعضا حتی سر چرکی هم ندارند و فقط برجستگی دردناک قرمز رنگی هستند. این عوامل التهابی که در محل موها ایجاد میشوند، در صورتی که ریز و کوچک باشند و سر سفید رنگ چرکی داشته باشند، فولیکولیت نام دارند و هیچ خطری ندارند.
۲- ایجاد تیرگی پوستی که از نظر زیبایی قابل توجه است .
برای رفع مشکل ایجاد فولیکولیت :
۱- قبل از اقدام به شیو، محل را کاملا با آب و صابون بشویید، از تیغ های یک بار مصرف استفاده کنید و بعد از شیو هم از صابون و یک آنتی بیوتیک ضعیف پوستی مثل کلیندامایسین ۲% استفاده کنید .
۲- بجای تراشیدن و یا شیو کردن از پماد های موبر استفاده کنید . تیغها اغلب باعث تیرگی دور الت میشوند.
برای رفع تیرگی الت :
۱- چند لیموی تازه را آب گرفته و با مقدار برابر از آب مخلوط کنید و به اندام خارجی خود بمالید و ۵ دقیقه صبر کرده و سپس آن را بشویید . یادتان باشد در صورت بروز حساسیت پوستی و سوزش غیر عادی بلافاصله محل را با آب فراوان بشویید .
۲- نیز بخصوص در مورد حساسیت داشتن پوست به آب لیمو می توانید پس از شستشو و خشک کردن محل در حالی که قدری پوست اندام مرطوب است از کرم های سفید کننده استفاده کنید .
۳- توصیه ی اکید این است که جهت جلوگیری از ایجاد مشکل از کرم های موبر استفاده کنید .
برای این کار محل اندام دارای مو را مرطوب کرده و نه خیس . سپس کرم را با دست یا وسیله ی موجود در آن روی محل بمالید و بعد از حدود ۵ دقیقه محل را خوب بشویید .
با رعایت این موارد التی سفید و زیبا خواهید داشت
تذکر مهم :
استفاده از آب لیمو یا کرم سفید کننده فقط برای اندام خارجی است . از ورود حتی ذره ای به واژن جلوگیری فرمایید .
سوال و جواب :
علت تیره شدن پوست آلت تناسلی زنان چیست؟
آیا راهی برای درمان تیرگی این ناحیه و زیر بغل وجود دارد؟
شما اول باید به عادت های لباس پوشیدن راه رفتن نوع لباس میزان گرمای ناحیه آلت خودتان و حتی نوع ماده موبری که استفاده می کنید توجه کنید درباره ناحیه فرج میزان ترشحات ناحیه هم می تواند مزید بر علت شود و گاهی نوع صابونی که استفاده می کنید
خارش های زیاد و تحریک محل با ناخن براثر خاراندن و نحوه صحیح طهارت که نباید با دست خود میزان قابل توجهی مواد دفعی را به ناحیبه مالید و همچنین استفاده از شورت های راحت به جای شورت های اسلیپ بخصوص در فصل گرما و پوشیدن زیر پوش های آستین دار به جای رکابی و تاپ همچنین استفاده از صابون گلیسیرین و روغن آن در حین استحمام
آیا شستن آلت تناسلی با صابون ضرری داره ؟
آیا کوتاه کردن موهای زاید با تیغ یا ژیلت ضرری داره ؟
اگه اینا به دستگاه تناسلی خانومها ضرر داره لطفا راه دیگه ای پیشنهاد کنید
صابون ضرری نداره.. مگه اینکه بعضی خانمها حساسیت داشته باشن..که ممکنه دچار بیماریهای حساسیت های منطقه ای بشن
در مورد شستشوی آلت تناسلی به شما شوینده آن تایم رو پیشنهاد می کنم که با Phبدن شما سازگاری داره و به همین منظور تولید شده و البته رایحه خوشی هم داره که در روز ۲ بار باید استفاده بشه و هر دفعه ۱ تا ۲ دقیقه صبر کنید البته بعد و قبل از آمیزش هم توصیه می شه.
این تیرگی که بعد از سن بلوغ به درجات متفاوت در افراد متفاوت از نظر نژادی دیده میشود
بیماری نمیباشد و بنا براین درمانی برای ان تا بحال وجود ندارد.
نوشته شده در چهارشنبه 25 دی 1392
بازدید : 296
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
دستشویی رفتن کودکان,آموزش دستشویی رفتن کودکان
۱. به کودکتان فرصت دهید: برای آنکه کودک توالترفتن را بیاموزد ابتدا باید مغز او تکامل یابد و سیستم عصبی مرکزی بتواند مثانه او را کنترل کند. وقتی هنوز مغز کامل نیست، کودک بدون اختیار ادرار میکند یعنی مثانه یا رودهها به محض پرشدن، خالی میشوند. تقریبا در تمام کودکان از ۲۸ ماهگی به بعد، مغز تکامل پیدا میکند و میتوانند ادرارشان را کنترل کنند.
۲. از فصل تابستان استفاده کنید: فصل تابستان، بهترین زمان برای گرفتن کودک از پوشک است. کودک را تشویق کنید اگر ادرار یا مدفوع دارد، بگوید. چند ساعت در روز او را باز بگذارید.
۳. به او آموزش دهید: برای کودکتان یک صندلی توالت کوچک بخرید و به او یاد دهید که هر زمان احساس نیاز کرد، روی آن بنشیند. میتوانید این صندلی را در حمام، دستشویی یا اتاق خود کودک قرار دهید.
۴.مثل بزرگترها با او رفتار کنید: اگر فرزندتان به تکامل مغزی رسیده اما هنوز توالت رفتن را نیاموخته، او را همراه با خواهر یا برادرزادههایتان به مسافرت ببرید. بودن در کنار کودکان بزرگتر و دیدن آنها باعث میشود کودک شما نیز از رفتارهای آنها تقلید کند. فقط مراقب باشید رقابت ایجاد نشود یا اگر فرزندتان اختیار خود را از دست داد، مسخرهاش نکنید.
۵.اجازه ندهید بیش از ۱۰دقیقه روی صندلی بنشیند: اگر از کودکتان خواستید روی صندلی توالت بنشیند، اما ۱۰دقیقه گذشت و او کاری نکرد، مجبورش نکنید تا همچنان روی صندلی بماند. صندلی توالت او را جمع کنید و ساعتی بعد دوباره از او بخواهید این کار را انجام دهد.
۶.به او اطمینان دهید: برخی کودکان از مدفوع یا ادرارکردن میترسند چون هنوز نمیدانند بدن آنها مواد مضر را دفع میکند و فکر میکنند قسمتی از بدنشان را از دست میدهند. ماجرا را برای آنها توضیح دهید تا ترسشان از بین برود.
۷.لباسهای راحت تن او کنید: وقتی توالت رفتن را به کودک آموزش میدهید لباسهای راحت تن او کنید تا بتواند بلافاصله آنها را دربیاورد. فاصله زمانی بین حس کودک برای توالت رفتن و انجام این کار گاهی بسیار کوتاه است. در تابستان فقط یک شورتک پای او کنید تا بلافاصله بتواند آن را دربیاورد.
۸.تشویقش کنید: برای آموختن پاکیزگی باید کودک را تشویق کرد. تشویقهای زبانی مثل «تو بزرگشدهای» «مایه افتخار هستی» در کنار تشویقهای عملی! مثلا هر بار که کودکتان ادرار یا مدفوعش را کنترل کرد، به او امتیاز بدهید و بعد از هر ۱۰-۵ امتیاز برایش هدیه بخرید.
۹.پوشکهای شورتی بخرید: در طول زمانی که قرار است پاکیزگی را به فرزندتان آموزش دهید، از پوشکهای شورتی استفاده کنید تا هم مطمئن باشید همهجا را کثیف نمیکند هم بتواند در صورت تمایل فورا آن را درآورد.
۱۰.سرزنش نکنید: شاید کودک برای چند روز اختیار مدفوع و ادرارش را به دست بیاورد اما بعد از آن دوباره نتواند خود را کنترل کند. در این صورت او را سرزنش نکنید و فقط مرتب توالترفتن را به او یادآور شوید.
۱۱.ترسهایش را از بین ببرید: اگر کودکتان از ریختن آب بعد از اجابتمزاج میترسد، به او آموزش دهید آب برای شستن و پاککردن است و وقتی روی توالت نشسته آسیبی به او نخواهد زد.
۱۲.عصرها او را کنترل کنید: کودکان در ۳ سالگی تقریبا کنترل ادرار و مدفوع را میآموزند اما باز هم کنترل این مساله طی شب کار آسانی نیست و بیشتر کودکان یا آنقدر هوشیار نیستند که خود را کنترل کنند یا توانایی برخاستن از خواب را ندارند. شبها کودکتان را پوشک کنید و برای چند ماه عصرها که او را میخوابانید، مراقب کنترل ادرارش باشید. اگر لباسهای او هنگام بیدارشدن خشک بودند، یعنی شبها هم می?شود خیالتان راحت باشد.
نوشته شده در شنبه 14 دی 1392
بازدید : 239
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
اگر اين نشانهها را داريد، به طلاق نزديكيد!
به گزارش امید، هيچ چيز اين زندگي به آنچه كه آرزويش را داشتيد يا آنچه كه همسرتان وعده كرده بود شباهت ندارد؟ هر روز كه مي گذرد از مرد زندگي تان بيشتر فاصله مي گيريد و سكوت يا جروبحث هاي بي نتيجه و پايان ناپذير به جان زندگي تان افتاده؟ اگر اين حال و روز شماست، احتمالاً تاكنون به آخرين راه حل هم فكر كرده ايد و واژه «جدايي» را حتي اگر به زبان نياورده باشيد، در ذهن خود زمزمه كرده ايد. اما مراقب باشيد! مدير كل دفتر برنامه ريزي ازدواج وزارت ورزش و جوانان مي گويد پس از گذشت يك سال از طلاق، ۹۰ درصد خانم ها دوست دارند به زندگي قبلي شان برگردند. اما بايد بدانيد جدايي از شريك زندگي، برگشتن به روزهاي مجردي نيست و ممكن است به هزار و يك دليلي كه فكرش را نمي كرديد، از تصميمي كه گرفته ايد پشيمان شويد. به همين دليل مي خواهيم به شما بگوييم در چه شرايطي از اين جدايي پشيمان مي شويد؛ در آخر هم چند نشانه خطر را برايتان بيان مي كنيم.
اگر اين نشانه ها را داريد، بايد بيشتر فكر كنيد
۱. دليل واضحي براي طلاق گرفتن نداريد؟
مي خواهيد جدا شويد اما نمي توانيد دليل جدايي تان را در يك جمله بيان كنيد؟ مي خواهيد زندگي ديگري را بسازيد اما نمي دانيد آن زندگي چه تفاوت هايي با رابطه فعلي تان دارد؟ اگر دليل مشخصي براي جدا شدن نداريد، عجيب نيست كه چند ماه بعد از جدايي دل تان براي همسر و خانه مشترك تان تنگ شود. پس تا زماني كه نمي توانيد يك دليل مشخص براي ترك اين خانه پيدا كنيد، در كنار او بمانيد و مشكلاتي را كه انگيزه ادامه دادن را از شما گرفته اند كند و كاو كنيد.
۲. يك شبه تصميم گرفته ايد؟
از هم پاشيدن يك زندگي مشترك و نقطه پايان گذاشتن براي يك رابطه، اتفاقي نيست كه يك شبه و يك ماهه بخواهيد برايش تصميم بگيريد. اگر تصور مي كنيد زوج ايده آلي براي هم نيستيد، ۶ ماه پيش از آنكه طلاق تان را ثبت كنيد جدا از هم زندگي كنيد. اين ۶ ماه دوري به شما كمك مي كند با شرايط واقعي بعد از جدايي آشنا شويد و توان تان براي عبور از مشكلات و تحمل دلتنگي را آزمايش كنيد.
۳. جدول سود و زيان را تنظيم نكرده ايد؟
پيش از آنكه جدا شويد، به آينده اي كه قرار است بسازيد فكر كنيد؛ آينده اي كه ممكن است در كنار همسرتان يا بدون او ساخته شود. براي اينكه محكم كاري كنيد، يك جدول سود و زيان تنظيم كنيد و تمام مزايا و معايبي را كه با هم ماندن يا جدا شدن تان دارد در آن فهرست كنيد. هنگام نوشتن اين فهرست، با خودتان صادق باشيد.
از خودتان بپرسيد مزايا معايب
اگر طلاق بگيرم
اگر ادامه دهم
اگر با تغيير ادامه دهم
۴. همسرتان را با ديگري مقايسه مي كرديد؟
از زماني كه همسر يكي از دوستان تان را ديده ايد، عشق تان به زندگي خودتان كمرنگ تر شده؟ به خود مي گوييد چرا همسر شما به اندازه او در كارهاي خانه به شما كمك نمي كند يا چرا به اندازه او براي پيشرفت تحصيلي و شغلي تلاش نمي كند؟ مقايسه كردن همسرتان با ديگران، نه تنها نمي تواند زندگي شيرين تري را برايتان بسازد، بلكه ممكن است به جدايي منجر شود كه تنها پشيماني اش برايتان مي ماند.
۵. استقلال مالي نداريد؟
داشتن دليلي مشخص براي جدايي، نبايد شما را به سمت طلاق بكشاند. قبل از آنكه پيشنهاد جدا شدن را با همسرتان مطرح كنيد، به شرايط خود نگاه كنيد. آيا توان اداره كردن زندگي خود بعد از جدايي را داريد؟ كجا قرار است زندگي كنيد؟ از چه راهي مي خواهيد زندگي را بگذرانيد؟ انتظار داريد خانواده تان به شما براي شروع كمك كنند يا روي مهريه حساب كرده ايد؟ وابستگي مالي مي تواند شما را از تصميمي كه گرفته ايد پشيمان كند.
۶. بچه داريد؟
ممكن است فرزندتان با اينكه شما با فرد ديگري در آينده ازدواج كنيد مخالفت كند و يا از اينكه او هم مثل بچه هاي ديگر، خانواده اي منسجم و خوشبخت ندارد عذاب بكشد. همه اين مشكلات در صورتي كه با خستگي شما از فراهم كردن امكانات زندگي براي فرزندتان همراه شود، مي تواند ادامه مسير در تنهايي را برايتان سخت تر كند. يادتان نرود بچه ها حتي اگر ۴۰ سال شان هم باشد، دوست دارند پدر و مادرشان را در كنار هم و خوشحال ببينند.
۷. خانواده تان از شما حمايت نمي كنند؟
حمايت خانواده در روزهاي بعد از طلاق و موافقت يا احترام گذاشتن آنها به تصميم شما مي تواند در روزهاي تنهايي به شما آرامش دهد. پدر و مادري كه ديگر پير شده اند، خسته اند و وضعيت مالي خوبي براي حمايت از شما ندارند، ممكن است احساس شرم را به شما منتقل و از جدايي پشيمان تان كنند. تصور اينكه با جدا شدن سربار آنها شده ايد مي تواند ميل شما را به بازگشت تقويت كند. از طرف ديگر، تابو بودن جدايي در خانواده شما مي تواند اين احساس ناخوشايند را كه با اين تصميم آبروي خانواده تان را برده ايد به شما منتقل كند.
حالا كافي است چند خواهر مجرد هم در خانه داشته باشيد تا تصور كنيد با جدا شدن، راه آنها را براي داشتن يك ازدواج موفق سخت كرده ايد و به همه احساس هاي ناخوشايندتان، عذاب وجدان هم اضافه كنيد.
۸. دخالت ديگران شما را جدا كرده؟
جدا شده ايد اما حالا كه خوب فكر مي كنيد، مي بينيد مشكل زيادي با همسرتان نداشته ايد اما دخالت هاي ديگران و حرف و حديث هايشان شما را از هم جدا كرده است؟ اگر احساس كنيد تصميم تان براي طلاق احساسي بوده و با حذف دخالت هاي ديگران مي توانستيد ساليان سال در كنار هم باشيد، فاصله اي تا پشيماني بعد از طلاق نداريد. به همين دليل است كه به شما توصيه مي كنيم پيش از جدايي راه را براي دخالت ديگران ببنديد و به دنبال دليل مشخصي براي رها كردن زندگي مشترك تان بگرديد.
۹. تحمل فشارهاي اجتماعي را نداريد؟
آمارهاي طلاق به شكل حيرت آوري بالا رفته اما هنوز هم نگاه اجتماع به زن مطلقه، نگاهي آزاردهنده است. پيش از آنكه تصميم به جدايي بگيريد، بايد خودتان را براي برخوردها و قضاوت هايي كه گاهي آزاردهنده مي شوند آماده كنيد. اگر تحمل اين را نداشته باشيد كه خانواده دوستان مجردتان از رابطه شما با فرزندتان ناراضي باشند يا وقت پيدا شدن يك خواستگار ايده آل، همه آنچه كه انتظارش را مي كشيديد با شنيدن نام «مطلقه» خراب شود، تحمل دور ماندن از همسر سابق برايتان سخت تر مي شود.
۱۰. خواستگارهاي جديدتان را با او مقايسه مي كنيد؟
مقايسه خواستگارهاي جديد با همسر سابق معمولاً به نفع شريك قبلي زندگي تمام مي شود. چرا كه احتمالاً خواستگارهاي جديد به خاطر بالاتر رفتن سن شما، سن بالاتري دارند و خبري از هيجان اولين ازدواج و عشق رويايي هم در شما نيست. در چنين شرايطي عجيب نيست اگر اين پيشنهاد را با ازدواج قبلي تان مقايسه كنيد و آرزوي برگشتن به آن زندگي را در سر بپرورانيد.
اگر اين نشانه ها را داريد، به طلاق نزديكيد!
۱. با هم صحبت نمي كنيد؟
هزار دليل براي دلخوري داريد اما حرفي از آنها نمي زنيد؟ انبار شدن مشكلات و نااميدي شما در تغيير همسرتان يا شرايط زندگي تان، مي تواند زنگ خطري جدي باشد.
۲. در زندگي تان دخالت مي كنند؟
حساب و كتاب زندگي مشترك از دست تان در رفته و پاي نظرات و دخالت هاي ديگران به خانه شما وارد شده؟ هر زوجي با توجه به شرايط زندگي شان ممكن است شيوه اي متفاوت از ديگران را براي با هم بودن انتخاب كنند. پس نگذاريد نصيحت هاي رنگارنگ و دخالت هاي هر روزه، به آنچه كه در خانه دو نفره تان براي شما اهميت دارد آسيب بزند.
۳. رازهاي خانه تان را به ديگران مي گوييد؟
اگر شما هر روز سفره دل تان را پيش آدم هاي مختلف باز مي كنيد و از خانه مشترك تان شكايت مي كنيد، نمي توانيد انتظار داشته باشيد زندگي تان هر روز شيرين تر شود. اگر پيش چشم ديگران با همسرتان بگومگو مي كنيد و رازهاي زندگي مشترك تان را بازگو مي كنيد، بايد هر چه زودتر از يك مشاور خانواده وقت بگيريد و مشكلات تان را با كمك او واكاوي كنيد.
۴. عاشقانه به هم نگاه نمي كنيد؟
داد و ستد عاطفي همان اتفاقي است كه مي تواند تحمل شما را در برابر مشكلات و چالش هاي زندگي مشترك بيشتر كند. اگر زماني كه همسرتان به خانه بر مي گردد با يك لبخند به استقبالش نمي رويد و وقت شام خوردن، نگاه مهربان تان را به چشم هاي هم نمي دوزيد، مطمئن باشيد هر روز بيشتر از قبل با خوشبختي فاصله مي گيريد.
۵. اتاق خواب تان جدا شده؟
او شب ها جلوي تلويزيون مي خوابد و شما در اتاق خواب؟ اگر به خاطر دلخوري از هم يا براي قضاوت هايي كه در ساعت خواب و فعاليت هاي پايان شب داريد، دور از هم شب را به صبح مي رسانيد لازم است بيشتر نگران آينده زندگي مشترك تان باشيد.
هميشه از همسرتان متوقع هستيد؟
انتظارات غيرواقعي بلاي رابطه هاي زناشويي است. اگر از همسرتان انتظاراتي داريد كه با توانايي و شرايطش سازگار نيست، ممكن است عشق تان ته بكشد اما احتمال اينكه بعد از جدا شدن از او، به خاطر غير منطقي بودن دلايل تان پشيمان شويد هم كم نيست.
ببخشيد اما فراموش نكنيد!
ما آدم هاي فراموش كاري هستيم كه بعد از گذشت مدتي از روزهاي سخت، گمان مي كنيم اگر به شكلي متفاوت رفتار مي كرديم يا اگر بيشتر تحمل مي كرديم، كارمان به اينجا نمي رسيد. همين حافظه ضعيف است كه ممكن است بعد از طلاق پشيمان تان كند.
نوشته شده در شنبه 14 دی 1392
بازدید : 310
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
چگونه بچه هاي طلاق را دريابيم؟!
دكتر فاطمه رنجبر، فلوشيپ روانپزشكي كودك و نوجوان درباره انواع مشكلاتي كه ممكن است كودكان طلاق را درگير كند، توضيح مي دهد.
به گزارش امید، طلاق پديده اي است كه خانواده را از هم جدا مي كند و در اين ميان بيشترين آسيب را كودكان تجربه خواهند كرد. آنها علاوه بر احساس ناامني، نياز به محبت را هم تجربه مي كنند. اگر اين نيازها و احساسات درست تشخيص داده نشده و به موقع حل نشود، مي تواند در بزرگسالي مسائل رواني زيادي را فراهم كند. البته تاثيرات طلاق به موارد زياد از جمله سن كودك هنگام طلاق والدين، روشي كه والدين براي جدايي انتخاب مي كنند و عوامل بسيار ديگر بستگي دارد. دكتر فاطمه رنجبر، فلوشيپ روانپزشكي كودك و نوجوان درباره انواع مشكلاتي كه ممكن است كودكان طلاق را درگير كند، توضيح مي دهد.
در آينده دچار مشكل عاطفي مي شود
كودك بايد منبع قدرتي بالاي سرش باشد كه هم به او خوب و بد زندگي را ياد بدهد و هم نيازهاي عاطفي اش را تامين كند. وقتي اين منبع قدرت وجود نداشته باشد اين احتمال وجود دارد كه كودك در آينده مشكل پيدا كند. وقتي هيچ منبع قدرتي وجود ندارد كه هم از او حمايت كند و هم اينكه بداند در آينده چطور با منابع قدرت رفتار كند، بيشتر دچار خلا عاطفي مي شود. كودك بايد از ابتدا ياد بگيرد كه يك منبع قدرتي وجود دارد و او بايد تابع آن باشد و در اين صورت كودك مي تواند در آينده از معلم تبعيت كند و در آينده در جامعه از رئيسش تبعيت كند. وقتي اين منبع از دست برود بنابراين او در روابط بين فردي دچار مشكل مي شود و همين طور از آنجا كه اين نياز عاطفي در او برآورده نشده در آينده در معرض انواع آسيب پذيري هاي روانشناختي مانند افسردگي، اضطراب و مصرف مواد مخدر قرار دارد.
كودكاني كه احساس گناه مي كنند
اتفاقي كه در كودكان در سنين پايين مي افتد اين است كه از آنجا كه آنها دركي از جدايي ندارند خود را مسبب طلاق مي دانند و فكر مي كنند آدم بدي بوده و پدر و مادر را اذيت كرده اند و همين منجر به جدايي پدر و مادر شده است. وقتي كودك با اين طرز تفكر بزرگ شود احساس گناه و سرزنش مي كند و چون با خودش اين مسائل را دارد منجر به عدم اعتماد به نفس و كاهش قابليت هاي فردي در او مي شود. حتي ممكن است انواع مهارت ها را داشته باشد اما اعتماد به نفس لازم براي ارائه اين مهارت ها را نداشته باشد.
شايد دچار بيماري اضطراب شوند
مسائل روانشناختي ناشي از طلاق هم مي تواند همان دوران اتفاق بيفتد و هم در طولاني مدت بروز پيدا كند. خود جدايي به عنوان يك عامل استرس بزرگ در زندگي مي تواند همان اوايل كودك را دچار اضطراب و افسردگي كند كه البته مدل اين اضطراب و افسردگي در كودكان در سنين مختلف به صورت هاي مختلف است. اگر كودك در سن مدرسه باشد بدون شك باعث افت تحصيلي او حتي به مدت كوتاه خواهد شد. در نوجواني هم ممكن است فرد ناراحتي و افسردگي خود را پنهان كند و به صورت اختلالات رفتاري بروز كند مثل پرخاشگري در گروه همسالان و معلم، فرار از مدرسه يا خانه و روي آوردن به مصرف مواد. بنابراين در ميان نوجوان شايع است كه اختلالات رفتاري بيشتر نشان داده شود. در دراز مدت از آنجا كه فرد در برابر اثرات روانشناختي دچار آسيب مي شود ممكن است اضطراب در او بماند و در بزرگسالي بروز كند.
الگوبرداري نمي كند
وقتي كودك در شرايط طلاق والدين قرار مي گيرد الگوبرداري و همانند سازي با والد همجنس صورت نمي گيرد. مثلاً اينكه پسرها نياز دارند پدري بالاي سرشان باشد كه بتوانند با او هم جنس سازي كنند. همين طور در مورد دخترها با مادرشان اين نياز وجود دارد. اين الگوبرداري در شخصيت فردي كودك مخصوصاً نقش جنسيتي كه بعدها بايد بازي كند، مهم است. يعني دخترها از مادرشان ياد مي گيرند كه بعدها چطور مادري كنند و همين طور پسرها از پدر. وقتي طلاق اتفاق مي افتد باعث مي شود اين الگوبرداري درست انجام نشود و در آينده فرد را دچار مشكل كند.
هر قدر سن كودك در زمان طلاق كمتر باشد...
دلبستگي اوليه كه والد و كودك بايد به هم پيدا كنند در شرايط طلاق، شكل نمي گيرد و اين بستگي به سن كودك در زمان طلاق والدين دارد. هر چه اين سن پايين تر باشد فرجام بدتري خواهد داشت چون دلبستگي در ۲ سال اول زندگي شكل مي گيرد. اين دلبستگي بايد با پدر هم شكل بگيرد و فقط مخصوص مادر نيست هر چند كه در مورد مادر بيشتر است. يعني اثرات عدم شكل گيري دلبستگي به مادر در كودك بيشتر از پدر است. اين باعث مي شود مشكلات ارتباطي بعدي براي كودك پيش بيايد. يكي از اثرات دلبستگي در زندگي در همه ابعاد اين است كه فرد رابطه اش را با بقيه افراد تنظيم كند. وقتي دلبستگي خوبي شكل نمي گيرد اين كودكان در ارتباط هاي بعدي در زندگي شان دچار مشكل خواهند شد.
تجربه بد، روابط بد
تاثير تجربيات كودكي در زندگي افراد به خصوص در روابط بين فردي بسيار مهم است. مثلاً دختري كه مادرش جدا شده باشد و پدر مادر را اذيت كرده باشد، اين ذهنيت را پيدا مي كند كه همه مردها بد هستند و اين ابعث مي شود در آينده نتواند با هيچ مردي ارتباطي كه منجر به ازدواج شود را تجربه كند.
مواردي كه آسيب را در كودكان طلاق كم مي كند
ـ اين مهم است كه رابطه كودك با والدين پيش از طلاق چگونه بوده باشد. مثلاً پدري كه هيچ وقت خانه نبوده است در صورت طلاق هم مشكلي براي كودك ايجاد نخواهد آمد.
ـ نكته مهم ديگر اين است كه رابطه والدين با يكديگر چگونه بوده است. پدر و مادري كه دائم در حضور كودك دعوا و مشاجره دارند با والديني كه اين كار را انجام نمي دهند، بسيار متفاوتند.
ـ مطرح كردن موضوع طلاق در پيشگيري از حاد شدن مسئله در كودك موثر است. برخي اوقات طلاق طي ۴ـ۳ سال اتفاق مي افتد و طي اين مدت مدام دعوا و مشاجره وجود دارد، اگر اين دعواها نباشد و فرايند طلاق زودتر اتفاق بيفتد و مسائل جنبي طلاق مانند مهريه و... در حضور كودك مطرح نشود در كنار آمدن كودك با اين مسئله بسيار موثر است.
ـ حتي اگر كودك هنوز كوچك است بايد براي او توضيح دهيد كه به چه علت ديگر نمي توانيد با هم زندگي كنيد. اين مهم است كه به كودك بگوييد كه به خاطر او طلاق نمي گيريد بلكه خودتان مشكل داريد و ديگر نمي توانيد با هم زندگي كنيد. بگوييد: «تو دختر/ پسر بسيار خوبي هستي و اين مسئله مربوط به تو نيست.» به كودك ۴ـ۳ ساله همين قدر هم گفته شود كافي است.
نوشته شده در شنبه 14 دی 1392
بازدید : 284
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
علت دعواهای زن و شوهری +پیشگیری
اين مبحث به عوامل وقوع اين مشاجرات و راه هاي پيشگيري از آن اختصاص يافته است.
به گزارش امید، اختلاف و تفاوت، موضوعي است كه در بين تمام زوج ها در هر سن و فرهنگي حتي زوج هاي خوشبخت وجود دارد و علت عمده آن، تفاوت هاي فردي و شخصيتي افراد با يكديگر است. با اين وجود مشاهده مي كنيم كه در برخي از روابط زناشويي، اين اختلافات به خوبي حل و فصل مي شوند و در برخي ديگر از روابط، اين اختلافات به راحتي تبديل به بحران هايي بزرگ شده كه منجر به بحث و مشاجره و حتي جذايي زوجين مي شود. اين مبحث به عوامل وقوع اين مشاجرات و راه هاي پيشگيري از آن اختصاص يافته است.
چرا دعوا مي كنيد؟
ـ زوج ها همواره بايد با هم راجع به اختلافات احساسات و مشكلات شان گفتگو كنند و به دنبال راه حل صحيح بگردند، نه اينكه به محض مواجه شدن با مشكل، اختلاف و ناراحتي، شروع به بدگويي، ناسزا گفتن و تهمت زدن به يكديگر كنند.
ـ اغلب دعواهاي زن و شوهرها به اين دليل پيش مي آيد كه آنها فاقد مهارت هاي ارتباطي هستند و قادر نيستند خودشان را به جاي طرف مقابل قرار دهند. به همين دليل اختلاف به جروبحث كشيده مي شود و اين مسئله به مرور رابطه عاطفي بين زوجين را از بين مي برد.
ـ از تخليه احساسات منفي خود در هنگام گفتگو و بحث اجتناب كنيد. اين كار نه تنها مشكلي را حل نمي كند، بلكه موجب ايجاد تنفر و از بين رفتن احترام متقابل خواهد شد.
ـ سوءتفاهم ها و مشكلات، نه تنها با مشاجره حل نمي شود، بلكه شديدتر خواهد شد و مشكلي بر مشكلات ديگر اضافه مي كند. مشاجره فقط باعث مي شود كه شما تحت تاثير هيجانات منفي زودگذر قرار بگيريد و نتوانيد مشكل اصلي را بيان كنيد.
ـ انتقاد، نشانه صداقت طرف مقابل است و مي تواند ما را به سمت عملكردي بهتر راهنمايي كند. انتقاد مي تواند فرصتي براي پيشرفت باشد.
ـ بهانه تراشي به معناي قبول نكردن مسئوليت مشكل است. وقتي انتقاد سازنده اي از ما مي شود، ما با بهانه تراشي از زير بار مسئوليت رهايي پيدا مي كنيم و اين به معناي حل كردن مشكل نيست. در واقع فقط فرار از اين روش در كوتاه مدت جواب مي دهد ولي در بلند مدت بسيار عذاب آور است.
قصه از كجا شروع شد؟
غالباً دعواي بين زن و شوهر ما از علل و عوامل گوناگوني ناشي مي شود و در تمام روابط و زندگي ها بيش از يك بار رخ مي دهد. با اين وجود براي برخي از زوجين مشاجرات به حدي فرسايشي است كه به مرور موجب كاهش علاقه بين آنها مي شود. همان طور كه اشاره شد؛ مشاجرات، ناشي از اختلافات و تفاوت ها است كه به طور كلي، تفاوت در ديدگاه هاي بين زن و شوهرها عامل اصلي مشاجرات است. اين تفاوت ها در تربيت، فرهنگ و... سطح اجتماعي، اقتصادي و اعتقادي خانواده زن و مرد و در پي آن تفاوت انتظارات زوجين از ازدواج و زندگي مشترك است.
در گذشته روانشناسان سعي در ريشه يابي اختلافات زوجين و بررسي نوع تفاوت ها داشتند اما امروزه بحث تازه اي مطرح شده كه راهكارهاي ارائه شده از سوي مشاوران خانواده و روانشناسان در راستاي اين برنامه جديد قرار دارد.
پول زياد، دورافتادگي همسران و...
يكي از چالش برانگيزترين مسائل امروز جامعه ما، ازدواج هاي سست بنياني است كه بسيار زودتر از آنچه كه بتوان تصور كرد به بن بست روابط عاطفي، طلاق عاطفي و شايد طلاق رسمي و قانوني محكوم مي شود. روانشناسان، جامعه شناسان و حقوقدانان، عوامل بسياري را در طلاق زود هنگام عاطفي يا رسمي موثر دانسته اند كه بعضي از آنها به شدت با هم تناقض دارند؛ از جمله، سن دختر و پسر كه در بعضي از پژوهش ها سن كم و در بعضي ديگر سن بالا در هنگام ازداوج به عنوان عامل اصلي ناسازگاري ذكر شده است يا مثلاً ميزان درآمد مرد خانواده كه در پاره اي از موارد كمبود درآمد و عدم برآورده ساختن نيازهاي زن به عنوان عامل اختلاف ذكر شده است. در بعضي از گزارش ها نيز درآمد و پول زياد را عامل فساد و انحراف زن و شوهر و دور شدن آنان از يكديگر دانسته اند. تولد زود هنگام فرزند نيز توسط بسياري از همسران عامل بي توجهي آنان به يكديگر ذكر شده است. بعضي نيز نداشتن فرزند و اجتناب از زود مادر شدن يا پدر شدن همسر را دليل اختلاف مي دانند.
نوشته شده در شنبه 14 دی 1392
بازدید : 279
نویسنده : rasoolkhosravialavijeh
|
|
اضطراب كودكان را جدي بگيريد +روش درمان
چنانچه اين كودكان تحت درمان قرار نگيرند، اضطراب در عملكرد آنها در مدرسه فعاليت هاي مهم اجتماعي تاثير منفي داشته و دچار مشكلاتي خواهند شد.
به گزارش امید، كودكان همانند بزرگسالان در هنگام مواجهه با تجارب جديد و موقعيت هاي مختلف، احساس اضطراب، ترس و نگراني را تجربه مي كنند. اين موضوع امري طبيعي است ولي اگر اين احساس اضطراب در كودك باقي بماند و در فرآيند يادگيري و رفتار او تاثير مخرب داشته باشد مي توان گفت اين اضطراب ديگر طبيعي نيست و احساسي فراتر از اضطراب معمولي و رايج در كودكان است كه بايد جدي تلقي شود. اين اختلال مي تواند روي تفكر، قدرت تصميم گيري، درك محيط اطراف و توانايي تمركز، تاثير منفي داشته باشد. بدين ترتيب كودك دچار احساس ترس، نگراني و خجالت خواهد شد و از حضور در مكان ها و فعاليت هاي اجتماعي اجتناب كرده و گوشه گير و منزوي مي شود.
اضطراب در كودكان مي تواند باعث افزايش فشارخون و ضربان قلب شود و تهوع، دل درد، سوزش ادرار، خستگي و ضعف و تنگي نفس را نيز به همراه داشته باشد. نشانه هاي ديگر آن شامل بدخوابي، خودانتقادي، عدم اطمينان به توانايي هاي خويش و زودرنجي است.
چنانچه اين كودكان تحت درمان قرار نگيرند، اضطراب در عملكرد آنها در مدرسه فعاليت هاي مهم اجتماعي تاثير منفي داشته و دچار مشكلاتي خواهند شد.
انجام تحقيقات علمي در اين زمينه دشوار است زيرا همان طور كه كودكان رشد مي كنند، نوع ترس آنها نيز تغيير مي كند و از آنجايي كه محققان براي به دست آوردن نتايج قابل اطمينان نيازمند منابع خاصي هستند، به دست آوردن چنين اطلاعاتي به راحتي امكان پذير نيست.
در سنين بين ۶ تا ۸ سالگي، ترس كودكان از تاريكي و موجودات خيالي كاهش مي يابد و در عوض اضطراب از عملكرد مدرسه و روابط اجتماعي، در آنها تقويت مي شود. چنانچه اين كودكان، اضطراب بيش از اندازه اي را در اين مرحله تجربه كنند، اين اضطراب مي تواند منجر به گسترش اختلالات رفتاري در زندگي آينده آنها شود.
اختلالات اضطرابي در كودكان، ناشي از ۲ دسته عوامل هستند: عوامل رواني و عوامل بيولوژيكي. مطالعات متعدد نشان مي دهد كه كنترل بيش از حد مادر، منجر به ايجاد سطوح بالاتري از اضطراب در كودك مي شود.
استرس و نگراني نيز عاملي براي ايجاد اختلالات اضطرابي است. كودكان و نوجوانان مضطرب واكنش فيزيكي و رواني شديدي نسبت به استرس نشان مي دهند. واكنش آنها نسبت به خطرهاي جزئي حتي اگر جدي نباشد، سريع تر و قوي تر است.
يكي از اختلالات اضطرابي شايع در كودكان، ترس از مدرسه است. گاهي براي اين اضطراب هيچ دليل مشخصي وجود ندارد. در بعضي موارد، كودك ممكن است از سوي همكلاسي ها و حتي معلم هم مورد تهديد و خشونت قرار گيرد.
دانش آموز حتي با تكاليف بيش از اندازه مدرسه نيز مي تواند دچار استرس شود.
البته در مواردي مي توان گفت كه ترس از مدرسه مي تواند نوعي جمع هراسي باشد كه به آن اضطراب اجتماعي نيز گفته مي شود. كودكاني كه دچار اين ترس و اضطراب هستند، از صحبت كردن در مقابل همكلاسي هاي خود يا حضور در ميان افراد جديد خودداري مي كنند. در مواردي خاص، جمع هراسي در كودكان ناشي از بعضي اختلافات و رخدادهاي آسيب زا است؛ مثلاً نداشتن جواب سوالي كه در كلاس مطرح مي شود.
كودكان همانند بزرگسالان مي توانند دچار اختلالات اضطرابي فراگير يا وسواس فكري ـ عملي شوند. علائم اين اختلالات در كودكان و بزرگسالان يكسان است. اگر كودكي دچار اضطراب فراگير شود، مي تواند از هر چيزي نگران شود. حتي مسائل بسيار ساده و پيش پا افتاده نيز او را نگران مي كند.
اين كودكان نسبت به ساير همسالان خود در انجام كارها كند هستند و به زمان بيشتري نياز دارند. البته تنها تفاوت آنها با سايرين در اين است كه نسبت به هر چيزي نگران هستند؛ چيزهايي مانند نمرات مدرسه، زورگويي، صدمه ديدن و از اين قبيل.
از علائم اختلال وسواس فكري ـ عملي مي توان رفتارهاي تكراري و وسواسي را نام برد.
در اينجا مي توان متذكر شد كودكاني كه والدين آنها نيز دچار اختلالات اضطرابي هستند، بيش از ديگران دچار اضطراب مي شوند. همچنين اضطراب در دختران بيش از پسران شايع است.
روش هاي درماني
روش هاي متعددي براي درمان اختلالات اضطرابي در كودكان موثر است. مانند بزرگسالان، كودكان نيز مي توانند تحت روان درماني، درمان هاي شناختي ـ رفتاري يا مشاوره قرار گيرند.
از انجا كه استفاده از درمان هاي دارويي در كودكان بحث برانگيز است، روش هاي روان درماني، مطلوب و پرطرفدار هستند.
يكي از اين روش ها، خانواده درماني است كه در آن كودك به همراه والدين و افراد خانواده خود با درمانگر ملاقات مي كند. اين روش نوعي گروه درماني است كه هر يك از اين افراد خانواده مورد مشاوره و تحت درمان قرار مي گيرند.
از هنر درماني و بازي درماني نيز مي توان بهره گرفت. زماني كه كودك در اثر يك حادثه يا ناتواني نخواهد يا نتواند ارتباط گفتاري و كلامي برقرار كند، روش هنر درماني به كار رفته مي شود. مشاركت در فعاليت هاي هنري به كودك اجازه مي دهد آنچه را كه در ارتباط كلامي قادر به گفتن نيست، در هنر درماني نشان دهد.
در روش بازي درماني، درمانگر كودك را هنگام بازي مشاهده و بررسي مي كند. درمانگر مي تواند در زمان بازي؛ سوالات، نفرات يا پيشنهادات خود را به كودك القا كند. اين روش با تعادل افراد خانواده و ايفاي نقش در بازي مي تواند موثر واقع شود.